پست ثابت

کتاب‌های دکتر حسین محمدزاده صدیق درباره نظامی گنجوی

1- نظامی شاعر بزرگ آذربایجان (1352)

2- زندگی و اندیشه نظامی گنجوی (1359)

3- پیروان مکتب نظامی گنجوی (1359)

4- مقالات ایرانشناسی (1374)

اسکندرنامه نظامی گنجوی (دکتر حسین محمدزاده صدیق)

اسكندرنامه

چنان كه گفتيم، نظامی‌ برروى «اسكندرنامه» واپسين منظومه‌ى خود، بيشتر كار كرده است. شاعر پير و ديرسال، همه‌ى تجربه‌ها و آگاهی‌هاى خود را يكجا جمع كرده و در خلق اين اثر دخالت داده است. براى جمعبندى و آزموده‌هاى خود، تمثال مناسب اسكندر مقدونى را برگزيده است. رابطه‌ى اسكندر با ارسطو، يعنى برجسته‌ترين نماينده‌ى فلسفه‌ى يونان باستان براى تمام مشرق زمين در قرون وسطا، امكان آوردن مباحث فلسفى فراوانى را در منظومه آسان می‌ساخت.

همچنين رابطه‌ى اسكندر با هنرمندان و استادكاران نيز تعيين مناسبت نظامی‌ را به هنرهاى زيبا ممكن می‌نمود. خلاصه آن كه اسكندر مقدونى براى نظامی‌ اهميتى ديگر داشت. به كمك آن نظامی‌ موضوع چگونگى اداره‌ى كشور را كه در مباحث پيشين نتوانسته دقيقاً تشريح كند، اين جا به صورتى گسترده می‌آورد. اين مضمون پيش از نظامی‌، در ادبيات شرق و غرب وارد شده بود. شخصيت جهانى اسكندر كه به روزگار جوانى پيروزی‌هاى بزرگى به دست آورد، در آن زمان توجه مردمان را به خود جلب كرده بود.

ادامه نوشته

هفت پیکر نظامی گنجوی (دکتر حسین محمدزاده صدیق)

نظامی‌ براى منظومه‌ى ديگر خود موضوعى به دلخواه برمی‌گزيند و باز به تاريخ ايران پيش از اسلام نظر می‌اندازد ولى- به گفته‌ى خود شاعر- فردوسى كه پيش از او آمده بوده، سخنى ناگفته نگذاشته و همه چيز را به تفصيل به نظم درآورده است.[1] تكرار ديگر باره‌ى سخن زيباى پيشينيان نيز از نظامی‌ ساخته نبود ولى جايى می‌رسد كه ناگزير در برابر يكى از تمثال‌هاى آفريده‌ى فردوسى تأمل می‌كند و آن تمثال «بهرام گور» شاه ساسانى است و رهرام پنجم (438- 420 م.) - پسر يزدگرد اول كه در ادبيات اسلامی‌ به بهرام گور معروف شده- به راستى هم در تاريخ ساسانى جاى مشخص و پراهميتى دارد. در ادبيات قرون وسطا، اين شخصيت تاريخى با برخى از ويژگی‌هاى اسطوره‌اى مشرق زمين درآميخته است. نام او از نام خداى «ورثرغنه» گرفته شده و با اساطير گرجى و ارمنى نيز انطباق يافته در سيماى شكارچى طبيعت كه مرزى در مهر و كين خود نمی‌شناسد تصوير شده است.[2] نظامی‌ می‌گويد از مواردى كه فردوسى بی‌‌توجه از آن‌ها گذشته است، استفاده كرده و داستانى ديگر آفريده است ولى «نقص كار فردوسى» تنها دليل اقدام نظامی‌ به سرودن اين منظومه نبوده است. قهرمان‌هاى اساطيرى «واهاگى» و «واختانگ» كه در گرجستان و ارمنستان نامبردار بود و حماسه‌هاشان، حماسه‌ى بومی‌ قفقاز به شمار می‌رفت،

ادامه نوشته

درباره لیلی و مجنون نظامی گنجوی - دکتر حسین محمدزاده صدیق

در بالا تاريخ سروده شدن اين منظومه را به دست داديم، شاعر اين منظومه را به خواست خود و به سفارش شيروانشاه به نظم درآورده است. در نظم اين داستان، نظامی‌ از كدام مواد خامی‌ سود برده است؟ قهرمان اين منظومه قيس بن ملوح است. بسيارى از نظريه‌پردازان عرب اين شخص را كه با لقب مجنون نامبردار شده است، شخصيتى تاريخى و شاعر به شمار می‌آورند كه گويا در سال 689 م. مرده و شعرهايى از خود برجاى گذاشته است.

ولى اين راى درست نيست. بنا به روايت ابن كلبى، شعرهاى مجنون و افسانه‌ى عشق شوربخت او ساخته و پرداخته‌ى يكى از اعضاى خاندان بنى‌اميه است كه نام خود را آشكار نكرده است. به نظر من اين آگاهى موثق و درست‌تر است. سراينده‌ى شعرها، روايت‌هاى مربوط به مجنون را بی‌ آن كه به صورت داستان در بياورد، تنها شعرهاى خود او را ارايه كرده و چند حادثه وابسته به تاريخ خلق اثر را به فورم روايت شفاهى ميان مردم رايج كرده است. بعدها زبانشناسان عرب اين روايت‌ها را گردآورده، منظم كرده‌اند. اهم اين روايت‌ها چنين است:

شرح زندگى مجنون در «الشعر و الشّعرا» از ابن قتيبه

ادامه نوشته

چکامه‌ی لامیه نظامی گنجوی و حافظ

اشــاره:

مسـاله‌ی جست‌وجو و يافـتن آثار بازمانده از ديوان ترکی حکـيم نظامی گنجوی، يکی از آرزوهای همگانی مردم ماست. و مساله‌ی مهم‌تر در اين قضيه هموار کردن مسير کاوش‌های فنی و علمی واستدلالات متقن و باوربخش، به دور از هرگونه تأثير پذيری وغرض‌ورزی است. علاوه بر کنکاش در نسخ خطی، سفينه‌ها وجنگ‌ها و بررسی‌های تطبيقی و مقايسه‌ای اشعار يافت شده با شيوه‌ی بيان و لحـن و سخن نظامی، تأثير او با معاصـران و آيندگان خود نيز موجب بروز مسايل و مباحث اميدوارکننده‌ای خواهد شد.2

در اين گفتار با فرض اين‌که قصيده‌ی لاميه که در نسخه‌ی خطی کتابخانه‌ی خديويه مصر آمده 3 بايد و يا می‌تواند از نظامی گنجوی باشد که تحت تأثير چکامه‌های معاصران وی، مانند اثير الدين اخسيـکتی و کمال الدين اصفهانی در مدح امير ابوالفـضائل فلک الدين احمد و يا «‌احمـد بن گرپ ارسلان» برادر محمـد بن قزل ارسلان سروده شده است، قاعدتا، بايد مانند ديگر آثار و سروده‌های نظامی مورد توجه‌ي شعرای بازپسين عهد وی قرار گرفته باشد. در اين جا سعی می‌کنم تأثير اين چکامه در آفرينش شعری حافظ شيرازی را بررسی کنم:

خواجه شمس الدين محمدحافظ شيرازی
ادامه نوشته

خسرو و شیرین - نظامی شاعر بزرگ آذربایجان - 7

2-  خسرو و شيرين

دومين منظومه‌ى نظامی‌ ما را به جهان خيالى ديگرى رهنمون می‌شود. اينجا ديگر حكايت شاهد مثال ضابطه‌هاى تئوريك نيست، بلكه اساس كمپوزيسيون را تشكيل می‌دهد. و منظومه بر بستر حكايتى واحد جارى است.

سوژه‌ى منظومه پيش از نظامی‌ موجود بوده است و تا اندازه‌ای با تاريخ خاندان ساسانيان مربوط می‌شود ولى علاوه بر منابع مكتوب، روايت‌هاى شفاهى نيز ميان مردم جارى بوده است و با قصر شيرين و بناهاى بيستون، كه به دست شاهان كهن ايران ساخته شده بود، ارتباط داشت. بنا به نوشته‌ى ياقوت، جغرافى‌نويس عرب، افسانه‌هاى وابسته به نيمه‌ى نخست سده‌ى دهم با اين بناها آويزش دارد. طبرى (وفات 921 م.) مورخ عرب، گفته است كه درباره‌ى خسرو پرويز ساسانى، داستان‌هاى فراوانى ميان مردم است. فردوسى در بخشى از شاهنامه‌اش كه از خسرو سخن می‌گويد، اعتراف كرده است:

«آنچه را از سخنگويان ديرين آموخته است، دوباره بنيادى نو می‌دهد.»

ادامه نوشته

نظامی شاعر بزرگ آذربایجان - 6

خواننده گمان می‌كند كه «پير» در اين حكايت، خود نظامی‌ است. نخستين اثر او، آينه‌ای است كه به بهرام شاه تقديم كرده است. شاعر خوب می‌دانست كه اين كارش چه مايه خطرناك و هلاكت بار است. پيوسته در مشرق زمين گفته‌اند كه نمی‌توان حقيقت را به شاه گفت. ولى حقيقت نظامی‌، از او می‌خواهد كه بی‌امان باشد و بی‌ آن كه بترسد، آينه‌ى خود را پيش روى سيماى فرمانروا بگيرد. يكى از حكايت‌هايى كه در آن زندگى روستاييان را تصوير می‌كند، اين است:

روزى از آنجا به فراغى رسيد،

باد سليمان[1] به چراغى رسيد.

مملكتش رخت به صحرا نهاد،

تخت بر اين تخته‌ى مينا[2] نهاد.

ادامه نوشته

نظامی شاعر بزرگ آذربایجان - 5

آفرينش نظامی‌

ما در اين گفتار كوتاه خود، دوران نظامی‌ و زندگانى او را از نظر گذرانيديم. در پايان می‌خواهيم به بررسى آثار او دست بزنيم. روش ما بی‌‌نهايت ساده و روشن است. آثار نظامی‌ هنوز به زبان همه‌ى ملت‌ها ترجمه نشده است.[1] و از متن اصلى نيز تعداد اندكى از خوانندگان بهره‌مند می‌شوند. از اين رو:

1) مضمون اين آثار را به طور كلى، 2) رابطه‌ى آن‌ها را با آثار پيش از آن‌ها، 3) اهميت اجتماعى و ادبى آن‌ها را تشريح می‌كنيم. و در انجام بحث، از ويژگی‌هاى زبان و شيوه‌ى بيان شاعر سخن خواهيم گفت. بدين گونه خواننده از اهميت موضع نظامی‌ در خلاقيت ادبى ملل جهان، آگاهى معينى به دست خواهد آورد.

1-   مخزن‌الاسرار (گنجينه‌ى رازها)

نظامی‌ نخستين منظومه‌ى استرگ خود را در سال‌هاى بارورى زندگيش سرود. پيش از آغاز به ساختن اين اثر، بی‌گمان در زمينه‌ى تغزل كارهاى گسترده‌ای انجام داده بود. رسايى و كمال تكنيك شعرى در «مخزن‌الاسرار» (= گنجينه‌ى رازها) دليل اين مدعا تواند بود. مثنوى «حديقة الحقايق» (= باغ حقيقت‌ها)، اثر منظوم مجدود سنايى شاعر غزنوى (مرده در بين سال‌هاى 1181- 1141 م.)، از عوامل مؤثر در خلق اين منظومه بوده است.[2] نظامی‌ خود در اين باره گويد:

ادامه نوشته

دؤنمه‌ين اۆز گتيرميشم!  - حسین دوزگونون شعرلری

باكیدا نظامى‌نين هيكلى اؤنۆنده

 دنيالاری سير ائله‌ييب، گزميشم آفاقى بۆتۆن

- يولدا مغيلان تيكاتى آياغیما باتا- باتا

ديلده كؤنۆلده اسمينى سؤيله‌ييبن، حك ائديبن،

تُربتينه قدم باسیب،‌ فخر ايله گلميشم آتا.

 

ساچدی ايشیق دوهان سنين ايرانا، شرق عالمينه،

ايچدى‌سو گور بولاقدان جامى، نوايى، دهلوى.

يولدان آزانلارا ايشیق سالدی سراسر حكمتين

نغمه‌لننده سؤزلرين، لرزه‌يه دۆشدۆ پهلوى!

ادامه نوشته

اؤزلۆگۆم غزل - حسین دوزگونون شعرلری

باكیدا نظامى هيكلى اؤنۆنده

دُنيانى گزيب، انفس و آفاقى دولاندیم،

تربت دئييبن ايندى قاباغیندا داياندیم.

«محرابى اوجا گؤيلرين عشقيمدى»، دئميشدين،

توپراغینی محراب بۆتۆن گؤيلره ساندیم.

اؤيره‌نديگيم ايلكين سؤزۆم عشقيندى، نظامى!

بو آد ايله اؤز اؤزلۆگۆمۆ، خاصه مى قاندیم.

ادامه نوشته

جانلی نظامی - حسین دوزگونون شعرلری

در سال 1371 گروهی مانع سخنرانی استاد در کنگره‌ی بین المللی بزرگداشت نظامی گنجوی در تالار وحدت دانشگاه تبریز شدند. شعر زیر را استاد در همان روزها سروده‌اند.


تبریزده قورولان «‌‌نظامی»‌ قورولتاییندا

چیخیشمی لغو ائده‌ن قارداشلارا هدیه دیر.

 

قویماییرلار بوردا چیخیش ائده م من،

گؤرۆرسن هر ایکی گؤزۆنله تبریز.

دئییرلر «‌‌مصلحت دگیل، دانیشما،

ائومیزی ییخارسان سؤزۆنله!»‌، تبریز.

ادامه نوشته

نظامی شاعر بزرگ آذربايجان - دکتر حسین محمدزاده صدیق- 4

 ما نمی‌دانيم كه درآمد «حمدونيان» چه تاثيرى در معيشت شاعر بر جاى نهاد ولى پس از اين ديدار، آوازه‌ى نظامی‌ نه تنها در محافل شهرى، بلكه در كاخ‌هاى فئودال‌ها نيز پيچيد. سال ديگر، فرمانروايى ديگر، شيروان ابوالمنظر اخستان ابن منوچهر، از نظامی‌ خواهش می‌كند كه منظومه‌ای ديگر بسرايد. در ماه مه 1188 م.، چاپار شيروانشاه به خانه‌ى نظامی‌ می‌رسد و نامه‌ى شاه را به وى می‌رساند. شاه خواسته بود كه شاعر داستان عشق شوربخت و ناكام مجنون ديوانه را با ليلى زيبا، بر اساس روايت‌هاى عربى، براى نخستين‌بار به فارسى‌ منظوم كند.

اين «عروس زيبا» می‌بايست با آرايه‌هاى عربى و فارسى زينت يابد. يعنى با اقتباس از عربى به فارسى درآيد. اسلوب منظومه می‌بايست ظريف باشد، چراكه «آن كز نسب بلند زايد،‌ او را سخن بلند بايد!» شيروانشاهان خود را از اخلاف شاهان ساسانى باستانى ايران می‌انگاشتند و از اين رو به فارسى درى می‌نوشتند. بنا به روايت نظامی‌، در نامه‌ى شيروانشاه به سخنان جالبى برمی‌خوريم:

ادامه نوشته

نظامی شاعر بزرگ آذربايجان - دکتر حسین محمدزاده صدیق- 3

تركزاده، تنها فرزند او محمد است كه از پدر و مادر ترك زاده شده است. می‌بينيم كه غير از او فرزندى ديگر نداشت. نظامی‌ مهر و عشق آفاق را به فرزندش محمد منتقل كرد. در منظومه‌هاى خود، بارها نام او را می‌آورد. مهر پدرى سبب می‌شود كه با فرزندش بيشتر نزديك گردد. فرزند خود را نيز شريك تلاش‌هايش می‌كند و او را با تدابير ادبى و نيّات خود آشنا می‌سازد. وقتى محمد 14 سال داشت شيروانشاه به نظامی‌ سفارش می‌كند كه منظومه‌ى «ليلى و مجنون» را بر روى كاغذ آورد. نظامی‌ گرچه از مضمون آن چندان خوشش نمی‌آمد، اما به تأكيد و سعى فرزند خود، سرانجام زيباترين نمونه‌ى ادبيات آذرى را می‌آفريند.

از آنجا كه پسرش بی‌مادر و پرستار مانده بود، مجبور به انتخاب همسرى ديگر می‌شود. بار دوم، تقريباً در سال 1180 م. ازدواج می‌كند. نظامی‌ از نام زن دوم خود به روشنى سخن نگفته است. تنها در بخش دوم «اسكندرنامه» اشاره‌ای دارد كه می‌توان دريافت نام او «گوهر» بوده است. نظامی‌ با زن دوم خود تا سال 1188 م. زندگى كرد. پس از مرگ او، بار سوم ازدواج می‌كند. و هنگام پايان اسكندرنامه، يعنى در سال‌هاى 0093- 1201 م. زن سوم خود را نيز از دست داد.

ادامه نوشته

نظامی شاعر بزرگ آذربايجان - دکتر حسین محمدزاده صدیق- 2

 3- 1. زندگى نظامی‌

در سده‌ى 12 م. دربار شيروانشاهان در شهر شاماخى، مركز ادبيات رسمی‌ و دولتى بود. فقد اسناد و مدارك، تصوير روشن و دقيق اين جريان ادبى را ناممكن می‌سازد. بی‌گمان، شيروانشاهان نيز دنباله‌رو سنت‌هاى ريشه‌دار مشرق‌زمين بودند و در دربار خود گروهى از شاعران و سخنوران را حمايت می‌كردند. اين شاعران، تنها كارشان، ستايش و مدح فرمانروايان بود.

بزرگترين و نام‌آورترين سخنور اين گروه، نظام‌الدين ابوالعلاء گنجوى بود كه با شيروانشاه منوچهر هم‌زمان بود (منوچهر در سال‌هاى 1122- 1150 م. بر تختگاه شيروانشاهى فرمان می‌راند.) متأسفانه ديوان ابوالعلاء به دست هم‌روزگاران ما نرسيده است. فقط از روى اشعار پراكنده‌ای كه در تذكره‌ها و جنگ‌ها بر جاى مانده، می‌توان خلاقيت ادبى او را ارزيابى كرد و به حوادث زندگانيش پى‌برد.

ادامه نوشته

نظامی شاعر بزرگ آذربايجان - دکتر حسین محمدزاده صدیق 1

1- 1. سرآغاز

 توجه خاورشناسان روس به نظامی‌ و خلاقيت او از دهه‌ى سوم سده‌ى نوزدهم ميلادى جلب شد. در سال 1826 در شهر قازان گزيده‌ای از «اسكندرنامه»‌ى نظامی‌ درباره‌ى جنگ اسكندر با روس‌ها چاپ شد و در سال 1828 كتابى تحت عنوان «لشكركشى اسكندر بر روس‌ها طبق اسكندرنامه‌ى نظامی‌» منتشر گشت. و سپس مقالات گوناگونى پيرامون زواياى مختلف آفرينش نظامی‌، مانند مقاله‌ى تحقيقى آ.ى. كريمسكى در سال 1897، چاپ شد.

اما بيشترين كارها در اين زمينه، در اوايل سده‌ى حاضر ميلادى انجام گرفت. آ.ى. كريمسكى در كتاب «تاريخ ادبيات و تصوف در ايران» كه در سال 1900 و تجديد چاپ آن را در 1903، 1906 و 1912 م. درآورد، پيرامون نظامی‌ بحث كرد. كريمسكى در اين كتاب، با اتكاء به گفته‌هاى خاورشناسان اروپا نظير باخر، ريو و اته نظامی‌ را شاعر صوفى قلمداد می‌كرده است.

ادامه نوشته